فرضیات مربوط به شرکت تجاری

در مورد مبنا و ماهیت شرکت تجاری دو دیدگاه عمده و متفاوت جلب نظر می نماید، که عبارت از " قراردادی بودن شرکت" و " شخصیت حقوقی یا سازمانی" هستند.

  • بر مبنای این دیدگاه،چیزی به نام شخصیت برای هیچ پدیده ای جز انسانها متصور نیست و ویژگیها و پیامدهای ناشی از شخصیت تنها بری اشخاص طبیعی امکان بروز می یابد.

    در نتیجه ، آنچه که به عنوان شخثیت حقوقی شناخته می شود در عالم خارج قابل شناسایی نبوده و تنها فرضی است که قانون گذار بنابر مصالح اجتماعی اقتصادی جامعه به رسمیت شناخته است. بر این اساس، شخصیت حقوقی تنها امتیازی است که دولت برای تسهیل روابط حقوقی و اجتماعی – اقتصادی اعطا نموده و اندیشه ی برابری میان شخص حقیقی و موجود فرضی (شخص حقوقی)، تصوری دور از واقع و گمراه کننده است.

    بنابراین، ((اشخاص حقوقی به قدرت تصور و اعتبار، در عالم حقوق خلق شده اند، زیرا دارا شدن حق و تکلیف، لازمه ی وجود طبیعی انسان مادی است و اشخاص حقوقی موجودات طبیعی نیستند.)).1 به موجب این دیدگاه، حق نوعی توانانیی و متضمن داشتن اراده است، و تنها برای اشخاصی که اراده دارند می توان بهره مندی از حق را تصورنمود. لذا، انسانها به عنوان تنها اشخاص دارای شعور امکان صاحب حق تلقی شدن را دارند و اسناد حق به پدیده های بدون اراده،تنها در معنای مجازی منطقی می نماید. در تنیجه، دارندگان واقعی حقوقی و تاکالیف انسانها هستند، چرا که ارادهاصل و حق و تکلیف فرع بر وجود آن به شمار می روند. ایراد وارد بر این نظریه عدم ناسازگاری آن با گسترش مفهوم و کارکرد شخصیت حقوقی و اهمیت اجتماعی آن است.2

  • بر پایه ی این دیدگاه، شخصیت حقوقی مفهومی مبتنی بر مصداق واقعی و موجود یعنی شخصحقوقی است. اگر قانون گذار شخصیت حقوقی را به رسمیت می شناسد، این شناسایی صرفا پذیرش وضع موجود است نه انیجاد وضعیت جدید، چرا که شخص حقوقی پدیده ای از پیش موجود به شمار می رود و دخالت دولت در شناسایی شخص حقوقی همانند مداخله ی آن در صدور شناسنامه و ثبت تولد شخص حقیقی است.

    نظریه مزبور که تحت تاثیر مکتب اصالت اجتماع3 و در برابر دیدگاه اصالت فرد  قرار دارد، ایراد طرفداران نظریه ی فرضی بودن شخثیت حقوقی را که چون شخص حقوقی بدون اراده و درک امور است پس توانایی داشتنن حقوقی، اراده ی شخص حقوقی همانند اشخاص حقیقی وجود دارد. لکن این اراده به صورت جمعی و در هئت رکن تصمیم گیرنده ی شخص حقوقی مانند مجمع عمومی، هئیت امناو ...متبلور می گردد.

    این نظریه طرفداران صحب نامی در میان اندیشمندان آلمانی و فرانسوی دارد که از جمله گیر که1 حقوقدان آلمانی است که بر این باور است که شخص حقوقی همانند انسان دارای اندام و اعضا بوده و مجموع این اعضا تشکیل دهنده ی شخص حقوقی به شمار می روند.

  • با توجه به ایرادات وارد بر دو فرضیه قراردادی و سازمانی بودن شرکت که هیچ یک از جامعیت لازم برخوردار نیستند به نظر می رسد راه حل مناسب تر تفکیک مرحله تشکیل و فعالیت شرکت باشد. بدین معنی که تا مرحله ثبت و تشکیل رسمی تشکیل و فعالیت شرکت باشد . بدین معنی که تا مرحله ثبت و تشکیل رسمی شرکت جنبه قراردادی شکرت غلبه داشته و موسسان ضمن تنظیم مقررات مورد نظر در قالب اساسنامه به قواعد آمره حقوق تجارت شرکتها داوطلبانه گردن می گذارند. لکن به محض تشکیل و ثبت ، شرکت به عنوان شخصیت حقوقی مستقل پا به عرصه وجود گذاشته و هر گونه تغییری در مواد اساسنامه مستلزم رعایت تشریفات ویژه است، همچنان که انحلال اختیاری شرکت نیز نیازمند جلب نظر اکثریت خاص و رعایت مقررات معین است. هر چند که این دیدگاه نیز ممکن است جامع و کامل نباشد، لکن پاسخگوی برخی از انتقادات وارد به دو نظر بالاست.

Tags: شرکت تجاری